درسهای مدیریتی از لیگ برتر انگلیس

درسهای مدیریتی از لیگ برتر انگلیس

Print Friendly, PDF & Email

زمانی که به لیگ برتر انگلیس فکر می‌کنید، احتمالاً اولین تصویری که به ذهنتان می‌آید، زمینهای چمن یکدست و بازیکنان خسته با هیکلی شبیه به دیوید بکام است.
در مقابل، معمولا تصاویری از اتاق هیئت‌مدیره، کت‌و‌شلوار و نرم‌افزار اکسل برای ما یادآور سازمانها می‌باشند. اما لوئیس اردن معاون مؤسسه دلوئیت بریتانیا، تصمیم گرفته است تا کاری کند که مردم متفاوت فکر کنند.
اردن و تیمش، در کتابی تحت عنوان ” در ذهن مربیان فوتبال چه می‌گذرد؟ ” به نویسندگی مایک کارسون که اخیرا منتشر شده با۳۰ تن از بهترین مدیران لیگ برتر مصاحبه کرده‌‌اند. وی معتقد است که دو جهان متفاوت فوتبال و کسب‌و‌کار از برخی جهات شبیه به هم هستند.
اردن در این خصوص می‌گوید: ” ما برای انجام تحقیقاتمان لیگ برتر انگلیس را انتخاب کردیم، زیرا این لیگ یکی از لیگهای ورزشی پرطرفدار و معروف در سراسر جهان است. اگر در خیابانهای آلاسکا، کانادا، استرالیا و یا حتی گواتمالا قدم بزنید، احتمال اینکه فردی با پیراهن منچستر یونایتد را ببینید، بسیار زیاد است”.
اردن قصد دارد بفهمد که آیا دنیای کسب‌و‌کار ارتباطی به دنیای ورزش دارد و اینکه آیا می‌توان از بهترین مدیران ورزشی درسهایی درمورد مدیریتی آموخت یا خیر. شاید باورش کمی سخت باشد، اما این کار امکان‌پذیر است. اسمارت‌کمپانی با اردن درباره مهم‌ترین درسهای مدیریتی که مدیران کسب‌و کار می توانند از ” استعداد فوق‌العاده ” بهترین مربیان فوتبال بیاموزند گفتگو کرده است.
مدیریت ستاره‌ها
شما در هر زمینه‌ای، می‌توانید افرادی با استعدادهای واقعا استثنایی پیدا کنید. این افراد ممکن است فیزیکدان، بالرین، موسیقی‌دان و حتی بازیکن فوتبال باشند، اما نبوغ، چالش را با خود به ارمغان می آورد.
افراد جوان و بااستعداد خارق‌العاده برای اینکه بتوانند به بهترین نحو از توانایی خود بهره‌برداری کنند، نیاز به راهنمایی و رهبری دارند،  خصوصا اینکه گاهی اوقات این استعدادها با غرور و خودپسندی همراه است.
اردن معتقد است شناسایی استعداد ” ستاره‌ها ” بسیار مهم است.
” باید درمورد این موضوع صادق بوده و متوجه باشید که به افراد با استعداد خاص کمک کنید، اما خود فرد نیز باید بداند که اگر تیم مدیریتی به او کمک نکند، استعدادش شکوفا نخواهد شد.”
زمانی که شخص مغرور و خودپسندی به تیم می‌پیوندد، این سوالات در ذهن شکل می‌گیرد: آیا این فرد ارزش تلاش را دارد؟ آیا وقت زیادی را از من و سایر اعضای تیم می‌گیرد تا به هدف برسیم؟ فکر کردن به این سوالات باعث می‌شود که برخی از اعضای تیم، در به عهده گرفتن مسئولیت ” استعدادهای خارق‌العاده”، فارغ از اینکه چقدر بااستعداد باشند، دچار تردید شوند.
اردن می گوید: “فردی که مدیریت افراد دارای استعداد خارق‌العاده را در دست دارد باید پنج مسئله کلیدی را (چه به صورت آگاهانه یا ناآگاهانه) در نظر بگیرد: عدم تعادل در روابط ، توانایی صدمه زدن به دیگران در تیم ، توانایی آسیب رساندن به خودشان، داشتن زندگی فراتر از حد انتظارات و حفظ ثبات.
“الکس فرگوسن (مربی سابق تیم منچستر یونایتد) چشم‌اندازی کلی را تعیین کرده بود که مهم‌ترین اصل آن تیم بود. اگر فرگوسن بدون درنظر گرفتن توانایی یک بازیکن، مجبور به قربانی کردن او بود، این کار را برای حفظ روحیه جمعی تیم انجام می‌داد.” “اعتقاد به همکاری جمعی از اهمیت بسیاری برخوردار است. به طور کلی تمامی مدیران بر سر این موضوع توافق دارند که  اگر افراد برای کار تیمی مناسب نباشند و تمایلی به شرکت در کارهای جمعی و تیمی نداشته باشند، مشکلی غیرقابل‌حل است و آن بازیکن باید تیم را ترک کند.”

داشتن اهداف روشن
اردن می‌گوید که در تحقیقاتش معنای مشترک میان تمامی مدیران ارشد ” وضوح اهداف ” بوده است.
وی اظهار داشت: “هدف باید به خوبی بیان شود، به طوری که برای دیگر تیمها، هیأت مدیره و سهامداران نیز قابل فهم باشد.”
” آنها تمامی جوانب هدف را که دسترسی به آن از هر طریقی امکان‌پذیر باشد، در نظر می‌گیرند. شاید همه باشگاه‌های فوتبال در نگاه اول شبیه به هم به نظر برسند، زیرا تمامی آنها درگیر یک ورزش مشترک، یعنی فوتبال هستند، ولی واقعیت چیز دیگری است. هر کدام از باشگاه‌ها ویژگیهای متمایزی دارند و که باعث وفاداری و تعهد بازیکنان و هواداران می‌شود.”
هریک از باشگاه‌های حاضر در لیگ برتر انگلیس مجموعه مهارتهای خاص و منحصربه‌خود را دارند که این موضوع باعث می‌شود هر باشگاه شیوه‌های مدیریت خاص خود را دنبال کند.
همانند یک باشگاه فوتبال، وضوح هدف در کسب‌و‌کارها نیز باعث افزایش انگیزه کارکنان می‌شود و به آنها این احساس را می‌دهد که بخشی از تیم هستند، در نتیجه سعی می‌کنند در راستای اهداف کلیدی سازمان حرکت کنند.
از دست دادن استعداد‌های کلیدی
با توجه به اینکه بازار نقل‌وانتقالات در لیگ برتر ” بسیار داغ ” است ، تیمهای فوتبال بهترین بازیکنان خود را برای همیشه از دست می‌دهند – درست شبیه به وقتی که یک کسب‌و‌کار یکی از بهترین کارکنان خود را از دست می‌دهد .
اردن می گوید: ” زمانی که بازیکنی باشگاهی را ترک می‌کند، باشگاه نه تنها به دنبال جایگزین برای او می‌گردد، بلکه افق کوتاه مدت را نیز در نظر گرفته، و شکاف ایجاد شده را پر می‌کند، و در عین حال درصدد وفق دادن سبک و ماهیت فرد جدید با تیم است.”
” زمانی که تغییری در یک بازیکن بزرگ ایجاد می‌کنید، الگوهای بازی نیز تغییر می‌یابند. تیم یک استراتژی مشخص و معین و تاکتیکهایی خاص برای اجرای این استراتژی دارد. این دو باید هماهنگ و همتراز با هم حرکت کنند. ولی هر تیمی با توجه به دلایلی  چون جدایی بازیکنان از تیم و یا مصدومیت، تقریبا به صورت روزانه به یک تغییر تاکتیکی نیاز دارد.”
اردن می‌گوید زمانی که یک عضو مهم تیم را ترک می‌کند، بهترین فرصت برای آن است تا لحظه‌ای توقف کرده و درباره چگونگی عملکرد کسب‌و‌کار، و یا تیم فوتبال، فکر کنیم.
” شرکتهای بسیار موفق معمولا با سرعت و قدرت بالایی تاکتیکهای خود را در بازار اجرا می کنند. آنها قادرند به منظور اجرای یک برنامه جدید، تاکتیکهای خود را با شرایط تغییریافته وفق دهند.”
اجتناب از موانع
شرکتها و تیمهایی که موقعیت خود را به منظور رسیدن به موفقیتی پایدار و بلند مدت تعیین می‌کنند، دارای یک نقطه مشترک هستند: آنها بر روی آینده خود سرمایه‌گذاری می‌کنند.
اردن اظهار می‌دارد: “تیمهایی که پایداری موفقیت آنها بیش از یک فصل باشد، ویژگی شاخصی دارند که در دنیای شرکتهای بزرگ از اهمیت بالایی برخوردار است. آنها پیش از پیروزی و همچنین زمانی که تیم عملکرد خوبی دارد، بر روی استعدادها سرمایه‌گذاری می‌کنند”.
به کارگیری این شیوه  باعث تکرار چرخه‌ی “پیروزی در سرمایه‌گذاری” شده و در باشگاه‌هایی همچون منچستریونایتد، و چلسی به کار گرفته می‌شود. آنها به منظور پرورش و شکل دادن به بازیکنان در راستای استراتژی طولانی‌مدت باشگاه، در آکادمی جوانان نیز سرمایه‌گذاری می‌کنند.
اردن می‌گوید سازمانهایی که قادرند استعدادها را جذب و آنها را پرورش دهند، در واقع بهترین جایگاه را برای خود در آینده می‌سازند. “آینده چنین سازمانهایی روشن است. این سازمانها حضور فعالی در دانشگاهها نیز داشته و برندشان در میان دانشجویان شناخته‌شده است، دانشجویان از هدف این کار در چنین محیطی، آگاه هستند”.
” گوگل و اپل مثالهای خوبی از اجرای این برنامه هستند. این سازمانها از موقعیت خوبی برخوردار هستند و زمان بسیاری را صرف اطمینان دادن به مردم درباره محصولات و خدمات خود می‌کنند و می‌دانند که سرمایه‌گذاری در زمان به نفع آنها خواهد بود، و نتیجه‌اش هم این است که گوگل و اپل اغلب انتخاب اول اشخاص بااستعداد هستند”.
به کارگیری شیوه‌ی رهبری نوظهور
مدیران برای ایجاد ثبات لازم برای رهبری یک تیم، باید ” انگیزه‌های همه‌جانبه ” را به بازیکنان (کارکنان) بدهند. اردن می‌گوید یکی از مولفه‌های این برنامه  اطمینان دادن به افراد است تا آنها به شما به عنوان یک مدیر و رهبر اعتماد کنند. “شور و شوق به باشگاه فوتبال (و یا یک کسب‌وکار) و مسیر حرکت آن باید از همان ابتدا با مالکیت و همچنین شکستهای آن متناسب باشد”. ” مدیران می‌توانند اشتیاق و چشم‌انداز و نگرش خود را هرگونه که بخواهند، کنترل کرده و به مرحله اجرا درآورند، ولی این امر بدون موافقت مالک باشگاه فایده‌ای ندارد…. مالک و مدیر باید به یک توافق صریح و روشن درباره موفقیتها و چگونگی رسیدن به موفقیتها برسند.”
مدیریت بحران
اردن معتقد است که مدیران در آینده به ” سطح بالایی از انعطاف پذیری شخصی” برای پیشرفت تیمها نیاز دارند .وی می‌گوید:” مدیران باید بسیار پرشور و فعال عمل کرده و در عین حال قادر به حفظ مشتریان و هدف تیم باشند. چنین مدیرانی می‌توانند در شرایط پرتنش کار کنند. حفظ موفقیت مستلزم تعهد و سرمایه‌گذاری شخصی است که شما آن را در شرکت‌های بزرگ مشاهده می‌کنید.
 ” مدیران با سازمانهای خود نفس می‌کشند و زندگی می‌کنند، ولی باید توانایی دیدن و درک نوسانات تغییر در بازار و صنعت خود را داشته باشند. بهترین مدیران در دنیای شرکتهای بزرگ و ورزش از چنین ویژگیهایی برخوردار هستند و همیشه بوده‌اند.”
یک مدیر خوب باید توانایی تصمیم‌گیریهای دشوار در شرایط بحران را داشته باشد. ” کار مدیران اتخاذ تصمیمهای مهم برای پاسخگویی است. به نظر آنها این امر، و برقراری تماس و ارتباطات صحیح مهمترین جنبه کارشان است و خوشبختانه قدرت پیشبینی چنین شرایطی را دارند.”
” با این حال، دو نکته کلیدی درباره بحران وجود دارد که در تضاد با هم هستند. شما باید قادر باشید مسیر حرکت را تعیین کنید و مطمئن باشید  که کنترل کافی بر روی یک وضعیت دشوار دارید. ولی نمی‌توانید باعجله تصمیم گیری کنید.”
اردن می‌گوید در حالی که انجام این کار اغلب دشوار است، ولی یک مدیر باید زمان صرف کند و تحقیقاتی را برای اطمینان از اتخاذ تصمیم صحیح انجام دهد.
به یاد داشته باشید که: “حرکت تند و سریع بحران را شدیدتر می‌کند و شما را به دردسر می‌اندازد”.

منبع: سایت پرویز درگی