۱۲ درس از نلسون ماندلا برای رهبران کسب و کار

Print Friendly, PDF & Email

«از خداوند سوال کردم که چگونه زندگی کنم؟ ندا آمد که بی آنکه تاسفی بحال گذشته‌ات بخوری آن را در آغوش بکش و بپذیرش. با اعتماد و باوری راسخ حال را بگذران و بی آنکه ترسی به دل راه دهی برای آینده آماده شو. ایمانت را حفظ کن و ترس را فراری بده. به تردیدهایت باور نداشته باش و در باورهایت تردید نکن. زندگی شگفت انگیز است، اگر بدانیم که چگونه زندگی کنیم. کوچک باش و عاشق، عشق خود آیین بزرگ کردنت را میداند… ما هم به عقل سلیم و هم به دل نیازمندیم. شکوه زندگی در به زانو درآمدن نیست، بلکه این است که هر بار افتادیم دوباره روی پا بایستیم…
. هر روز صبح آهو بچه ای در بیشه از خواب ناز برمی‌خیزد و میداند برای آنکه طعمه شیر نشود باید از شیر تندتر بدود و شیر هم میداند که برای آنکه دلی از عزا درآورد باید از آهو چابک‌تر باشد. مساله این نیست که شیر باشیم یا آهو، مهم این است که با طلوع سپیده‌دم با تمام توان آماده‌ی دویدن و کوشش باشیم. موفقیت پیش رفتن است نه به نقطه پایان رسیدن… .»
* فرازهایی از سخنان حکیمانه نلسون ماندلا
هفت سال بیشتر نداشت که مجبور بود در نظام تبعیض‌آمیز آپارتاید با شلوارکی که به نظرش مضحک میآمد در مدرسه تحت کنترل سفیدپوستان و ایادی استعمار حاضر شود. او مغرور بود و گویا میدانست که قرار است تا در آینده سنگ بنای تحولی عظیم را پی‌ریزی کند.
 مبارزات ضد استعماری و ضد آپارتاید ماندلا او را به دادگاه کشاند، در این دادگاه تنها هندی‌ها حق پوشیدن لباس نو و شلوار داشتند چون در نظام طبقه‌بندی آپارتاید، هندی‌ها یک پله بالاتر از سیاهان بودند. اما قهرمان مبارزه با استبداد نمی‌خواست با شلواری کوتاه و کهنه در صحنه نبردی بزرگ حاضر شود، نبردی که میرفت تا به قیمت جان او تمام شود. ماندلا قرار بود به چوبه دار سپرده شود.
 او خود را تجسمی از ملت و سنت آفریقا میدانست و با پوششی اصیل در دادگاه تبعیض حاضر شد.  با این حال آموزه‌های او نقطه پایانی نخواهند داشت. در ادامه به برخی از درس گفتارهای رهبری نلسون ماندلا میپردازیم;

۱- الهام بخشی با عمل
“شهامت به معنای نداشتن ترس نیست بلکه شجاعت یعنی الهام بخشی به دیگران برای عبور از واهمه‌ها”. از نظر ماندلا نترسیدن غیر معمول بود. او می‌گفت که نمیتواند به شجاعت تظاهر کند طوری که انگار میتواند دنیا را شکست دهد. اما او به شهامت کردن وانمود می‌کرد و از این راه مردم را تهییج می‌کرد. ماندلا میدانست که الگویی برای دیگران است و از همین رو هیچگاه خم به ابرو نمیآورد هرچند که ته دلش می‌ترسید اما حتی در زندان هم با قدم‌هایی مغرورانه و استوار راه میرفت.

۲- رهبری با مصداق نه بازی با کلمات
پندار و گفتار و کردار مدیران مقبول هماهنگ است. آنها چیزی را نمی‌گویند که به آن عمل نکنند. آنها عالم عامل عاشق هستند. مردم از چنین افرادی الهام میگیرند و به ایشان اعتماد دارند. آنهایی که زبان بازی میکنند و چرب زبانند میتوانند تا مدتی کارکنان را تهییج کنند، اما برد با مدیرانی است که با آنچه باور دارند زندگی میکنند و حرف و عملشان یکی است. همواره تلاش کنید تا میان واژگان و عمل خود ارتباط برقرار کنید و فاصله میان حرف تا عمل را بکاهید.

۳- با دوستان مروّت با دشمنان مدارا
ماندلا به دلیل مبارزه بر سر عدالت و برابری، مدت ۲۷ سال را در زندان دژخیمان آپارتاید به سر برد. اما حتی در زندان نیز به عنوان سمبل مبارزات آفریقای جنوبی، به رهبری امور می‌پرداخت. شگفت آنکه پس از آزادی از بند، به رهبری توانمندتر تبدیل شد و نخواست که انتقام بگیرد. او در زمان سلطه رژیم آپارتاید به آموختن زبان سفید پوستان حاکم پرداخت تا بلکه بتواند روزی با آنها مذاکره کند. ماندلا می‌دانست که سرنوشت مبارزات او به مبارزه یا مذاکره با آپارتاید گره خورده است. او به زبان خود دشمن صحبت می‌کرد و می‌توانست به راحتی از این طریق نقاط قوت و ضعف دشمن را پیدا کند و راهبردی متناسب اتخاذ نماید. حتی ماندلا زمانی که در زندان بود به دلیل تسلط به مباحث حقوقی به زندانبانها کمک می‌کرد. ماندلا حتی ورزش مورد علاقه‌ی ماموران آپارتاید را آموخت تا بتواند به دشمن نزدیک‌تر شود. از نظر ماندلا، پذیرش رقبا راهی برای کنترل داشتن بر آنها بود. او از خطر رها کردن رقبا و عدم رصد آنها آگاهی داشت و می‌دانست که پیگیری منافع جزء امور ذاتی انسانها است، لذا باید به این اصل ذاتی احترام گذاشت و به آن پرداخت، حتی به بهای نزدیک شدن به دشمن و مذاکره با او.

۴- برند شایسته و منحصر به خود را خلق کنید
نام شما به عنوان یک مدیر ارشد می‌بایست تبلوری از ارزشهای منحصر بفردتان باشد. این چیزی است که بنیان برند رهبران سازمانها را تقویت می‌کند و بر اثر بخشی آن می‌افزاید. تمام مدیران ارشد بزرگ در حالی که از دیگران الهام می‌گیرند، روش خود را در پیش می‌گیرند. هر روز با خود مرور کنید که کلمات و اعمالتان تا چه اندازه در راستای چشم‌انداز و ارزشهایتان بوده‌‌اند.

۵- فروتنی را تمرین کنید
پای بزرگان در خاک است اما سر به آسمان می‌سایند. فروتنی ارزش ذاتی آنها است و معنای آن به رسمیت شناختن محددیتها و شکست‌ها است. فروتنی همچون آهنربایی قدرتمند مردم را جذب میکند، اما غرور  و تکبر دافعی پرقدرت است. هرگاه اشتباهی مرتکب شدید از پذیرش آن باکی نداشته باشید. انسان جایزالخطا و در مواردی واجب‌الخطا است تا بتواند از شکست‌های خود درس پیروزی بیاموزد.

۶- بیاموزید که با پارادوکس مادیبا زندگی کنید
مادیبا لقبی افتخاری است که از سوی قبیله ماندلا بر روی او گذاشته شده است. نزدیکان ماندلا او را به همین نام می‌خوانند.از نظر ماندلا هیچ چیز سیاه و سفید نیست و زندگی آمیزه‌ای از امید و ناامیدی، درد و شعف، شکست و کامیابی، و چشم‌انداز و سردرگمی است.یک مدیر وظیفه دارد که به زیر دستان خود کمک کند تا با این تناقضات آشکار زندگی کنند. و به آنها بیاموزند که هر روز را به گونه‌ای سپری کنند، گویی که آخرین فرصتشان برای زندگی است. و بیاموزند که با پارادوکس مواجهه با هر شرایطی کنار بیایند، بی آنکه حواسشان از فرصت عظیم  پیش رو پرت شود. روزی خبرنگاری از ماندلا سوال کرد که، “چرا دست از سلاح برداشتید. آیا فکر می‌کردید که از توان لازم برای ساقط کردن رژیم آپارتاید برخوردار نیستید یا به این نتیجه رسیدید که با در پیش گرفتن رویکرد خشونت گریزی میتوانید افکار جهانیان را با خود همراه سازید؟” پاسخ ماندلا به این سوال این بود که زندگی یکنواخت نیست و پدیده‌ای سرشار از تناقض است، پس هر دوی این موارد را پاسخ درست می‌دانست. بدانید که پایان شب سیه سپید است و همواره امید را چراغ راه خود کنید.

۷- برای خود جانشینی دست و پا کنید
از نظر ماندلا ترک قدرت، خود نوعی از بزرگی به شمار می‌رود. بزرگان می‌دانند که چه زمان از صحنه فاصله بگیرند. آنها در اوج کنار می‌کشند و میراثی ماندگار از خود و برندشان به یادگار می‌گذارند. برای زمانی که باید میز کار خود را ترک کنید آماده باشید. جانشینی شایسته برای خود پرورش دهید، ماندلا می‌توانست رئیس جمهور مادامالعمر آفریقای جنوبی شود، اما او عرصه را باز گذاشت تا نظام شایسته سالاری جای نظام تبعیض و آپارتاید را بگیرد.

۸- قدردان باشید
پاس داشتن موفقیت زیردستان موجب الهام بخشی و هدایت افراد به سمت کامیابی‌های بیشتر می‌شود. موفقیت و پیروزی نقطه پایان نیست بلکه نشانه مسیر درست ما در حرکت به سمت زندگی مطلوب است.

۹- با اعتقاد یافتن به رقبای خود آنها را غافلگیر کنید
همواره کسانی خواهند بود که سر ناسازگاری با سبک مدیریت شما و اقدامات‌تان داشته باشند. با این همه شناخت و باور به نقاط قوت افراد به ویژه رقبا، راهکاری کلیدی در جذب حداکثری است. زمانی که به شایستگی‌های کسانی که خود را دشمنتان می‌دانند باور پیدا کنید، تقریباً آنها را خلع سلاح کرده‌اید. لذا در خلوت یا در میان جمع از آنچه درون دشمنتان قابل تحسین است سخن بگویید. در واقع باور ماندلا این بود که باید به دوستان خود نزدیک بود اما به رقبا نزدیک‌تر.

۱۰- بسته بندی ظاهری خود را فراموش نکنید
همه ماندلا را به لبخند صمیمانه‌اش میشناسند. او خود را مبارزی شاد میدانست که سودای پیروزی دارد. لبخند ماندلا پیامی بود برای دوست و دشمن. او را میتوان اولین سیاهپوستی دانست که کت و شلوار پوشید. البته ماندلا به اصالت خود اهمیت بسیاری می‌داد تا آنجا که در دادگاه بزرگ خود در نظام آپارتاید به دلیل عدم اجازه‌ی سیاه پوستان برای تن کردن شلوار یا لباسهای معمول، لباسی سنتی و آفریقایی شبیه به پوست پلنگ تن کرد. ماندلا سمبلی از اعتدال به‌شمار می‌رود.

۱۱- تعامل کنید
تعامل به معنای انتقال شفاف و صریح یک پیام به سایرین است. به نظر عملی ساده است اما از دشوارترین مباحث روزمره به‌شمار می‌رود چرا که عوامل بسیاری در آن دخیل هستند که میبایست تحت کنترل فرد قرار گیرند، عواملی مثل زبان بدن و رعایت خصیصه‌های ذاتی هر فرهنگ و تعامل مبتنی بر ویژگی‌های فرهنگی مخاطب. ماندلا نماد یک مذاکره کننده‌ی اصلح و یک تعامل‌گر فوق‌العاده بود. تعامل او با دوست و دشمن به او شخصیتی بی‌بدیل عطا کرده بود و موجبات موفقیت او را فراهم می‌کرد.

۱۲- هنر اقناع و بهره‌گیری از خرد جمعی
ماندلا شنونده‌ی بسیار خوبی بود، او دیگران را جمع می‌کرد و اجازه می‌داد که طوفان فکری راه بیندازند. ماندلا به نوعی با همراهان خود برخورد می‌کرد که آنها فکر کنند که خود همه کاره‌اند. او تمام نقطه نظرات را جمع بندی می‌کرد و به خرد جمعی احترام می‌گذاشت. به نظر او همه نیاز به هدایت و راهنمایی داشت.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

Solve : *
16 − 1 =


This site uses Akismet to reduce spam. Learn how your comment data is processed.